سوء تفاهم – سوء تفاهم چیست و چگونه ایجاد می شود؟

16,296

تکنیک رفع سوء تفاهم

سوء تفاهم چیست و چرا ایجاد می شود؟ بعضی از مردم به دلیل اینکه مطلبی را بد می فهمند دچار مشکل می شوند. بد فهمیدن مطلب به معنی این است که در آنها سوء تفاهم ایجاد شده است. سوء تفاهم نفهمیدن مطلب نیست بلکه بد فهمیدن مطلب است.

اگر شخصی به این فکر می کند که چیزی یا مطالبی را یاد نگرفته است خوب، می توانیم بگوییم که او نتوانسته است متوجه مطلب شود. ولی گاهی اوقات مطلبی را به شخصی می گوییم و او فکر می کند که مطلب را یاد گرفته است و یا اینکه متوجه موضوع شده است ولی در اصل مطلب را بد فهمیده است و خودش هم از این موضوع خبر ندارد.

توهم دانش بدترین چیزی است که در مورد یادگیری با آن برخورد می‌کنیم. اینکه شخصی فکر می کند می داند  موضوع چیست و به دانستن آن هم ایمان دارد دچار توهم دانش شده است. در واقع او  خودش هم نمی داند که مطلب را بد فهمیده است و یا اینکه اصلا موضوع چیز دیگری است و او چیزی متفاوت فکر می کند، به این حالت سوء تفاهم می گویند.

فرض کنید که به همراه یکی از دوستان تان قصد دارید کاری را شروع کنید. در یک جلسه کاری با هم در مورد روند انجام کار گفتگو می کنید. برنامه های کاری تان کاملا مشخص است و می توانید با برنامه هایی که دارید کارتان را آغاز کنید. دوستتان درباره قسمتی از کار، از شما سؤالی می پرسد.

شما خودتان هم در مورد آن قسمت از کار دچار گیجی شده اید. در اصل اطلاعات زیادی در مورد روند کار، نحوه انجام کار، شروع کار، چگونگی انجام کار و برنامه های دیگری از کارتان دارید. ولی در مورد قسمتی از کار با توجه به اطلاعاتی که در دست دارید دچار گیجی و سردرگمی شده اید. آن اطلاعات را هم در اختیار دوستتان قرار می دهید.

شما خودتان می دانید که ممکن است اطلاعاتی که دارید غلط باشد ولی دوستتان از امکان اشتباه بودن آن اطلاعات خبر ندارد. شما با توضیحاتی که به او می دهید او را قانع می کنید که این اطلاعات درست است. دوستتان گفته شما را قبول می کند و جلسه تمام می شود.

بعد از چند روز دوستتان به درست بودن اطلاعاتی که به او داده اید شک می کند و اطلاعات درست را از شخص یا منبع دیگری به دست می آورد. دوست شما به اطلاعاتی که درست تر است دسترسی دارد و شما خودتان هم نمی دانید که اطلاعات شما غلط بوده است ولی شک داشتید.

اکنون دوست شما نکته ای را فهمیده است. نه اینکه درست فهمیده باشد، او فکر می کند که شما عمدا اطلاعات غلطی به او داده اید تا در کار مشترکتان به او صدمه بزنید و خودتان رشته امور را به دست بگیرید. نیت شما، نیت درستی است ولی او با اطلاعات غلطی که دارد دچار سوء تفاهم شده است.

سوء تفاهم از نفهمیدن بسیار خطرناکتر است. این احتمال وجود دارد که دوست تان با این سوء تفاهم به وجود آمده، درصدد این باشد که تلافی کند و این خود باعث دامن زدن به سوء تفاهم می شود.

این بار شما  هستید که دچار سوء تفاهم می شوید. نمی دانید که موضوع چیست و کار دوستتان را به عنوان یک خیانت در نظر می گیرید و وارد چرخه حلزونی سوء تفاهم می شوید. این چرخه حلزونی روابط شما را رو به نابودی می برد.

اگر اطلاعات در اختیار نباشد خوب مهم نیست، دلیل محکمی داریم که اطلاعات نداشتیم و سوء تفاهم هم ایجاد نمی شود. ولی با وجود این همه رسانه و ابزارهای اطلاع رسانی گاهی اوقات اطلاعات اشتباهی به ما رسانده می شود و در زمان تحلیل این اطلاعات دچار گیجی می شویم و بدفهمی سراغ مان می آید. اینجاست که می گوییم سوء فاهم به وجود آمده است.

سوء تفاهم در خانواده

فرض کنید شما و و برادرتان در یک ساختمان زندگی می کنید. شما و همسرتان در یکی از واحد های این ساختمان زندگی می کنید و برادرتان و همسرش در واحد دیگری از این ساختمان زندگی می کنند. در اوایل ازدواج شما با همسرتان، زندگی به آرامی و خوشی جریان داشت.

یکی از روزهایی که شما در حال حمل زباله های منزل بودید، کیسه زباله پاره شده و شما از این نکته آگاهی ندارید. از قضا آبی که از ته کیسه جاری شده است جلوی در منزل برادرتان ریخته است و این آب تا انتهای راه پله می ریزد و پله ها را آلوده و کثیف می کند.

شما به علت اینکه فکرتان مشغول برنامه های کاری صبح تان است، از این اتفاق بی خبر می مانید. فردا صبح همسر برادرتان آلودگی در منزل را می بیند و این کار را به عنوان مردم آزاری از طرف شما به برادرتان اطلاع می دهد. او این داستان را چنان با آب و تاب تعریف می کند که برادرتان دچار سوء تفاهم می شود و از فردا جنگ شروع می شود.

او این نکته را به دلایلی به شما اطلاع نمی دهد که لااقل شما بدانید چه اتفاقی افتاده است. رفتارهای این چنینی از طرف دو خانواده ادامه پیدا می کند. شما تلافی می کنید و آنها تلافی می کنند تا این که کار به جایی می رسد که یکی باید صحنه را ترک کند.

به دلیل این سوء تفاهم ایجاد شده درگیری ها شروع می شود. برادر شما به دلیل دریافت اطلاعات غلط دچار بدفهمی یا سوء تفاهم شده و این سوء تفاهم به شما هم سرایت پیدا می کند و این ماجرا ادامه دارد.

در این داستان که برای بیشتر خانواده ها اتفاق می افتد، سوء تفاهم یکی از طرفین، دیگری را هم دچار سوء تفاهم می کند. این داستان را گفتم چون اتفاق رایجی است که در خانوده ها می افتد و باعث تیرگی روابط خانوادگی می شود.

می خواهم این مطلب را هم  بگویم که این ذهن ماست که اطلاعات غلط و اطلاعات درست را پردازش می کند و جالب اینکه ذهن ما در پردازش های خود اطلاعات قبلی موجود را هم در نظر می گیرد. مغز ما برای اینکه بتواند انرژی کمتری مصرف کند برای پردازش اطلاعات ورودی، اطلاعات قبلی را در نظر گرفته و براساس اطلاعات  قبلی و اطلاعات موجود نتیجه را به ما می دهد.

در داستان بالا شاید برادرتان اطلاعات اولیه ای را در ذهنش داشته است که همراه با اطلاعات ورودی بعدی باعث دامن زدن به ایجاد سوء تفاهم شده است. اگر اطلاعات قبلی برادرتان طوری بود که او اطلاعات بعدی را  اشتباه قلمداد می کرد، احتمال این که دچار سوء تفاهم شود بسیار کم بود.

 گاهی اوقات اطلاعات غلط یا نداشتن اطلاعات درست در محل کار هم باعث ایجاد سوء تفاهم می شوند. دو همکار را در نظر بگیرید که در یک رتبه و سمت مشغول کار هستند. اعلام می شود که فقط یکی از این دو همکار می توانند به رتبه و سمت بالاتر ارتقاء پیدا کنند.

قبل از اینکه یکی از این دو نفر رتبه ای بگیرد اتفاقی می افتد که آنها دچار سوء تفاهم می شوند. همکار دیگری  شیطنت می کند و اطلاعات غلطی به یکی از همکاران داستان ما می رساند. همکار اولی که اطلاعات غلط دریافت کرده است با توجه به شرایط موجود دچار سوء تفاهم می شود.

 او با دریافت این اطلاعات فکر می کند که همکارش دوست ندارد که او سمت بالاتری بگیرد و  این طور می فهمد که همکارش رقیب او شده است. او به دلیل سوء تفاهم ایجاد شده رفتاری را انجام می دهد که همکار دومی هم دچار سوء تفاهم شده و آنها وارد چرخه حلزونی می شوند.

چرخه حلزونی باعث می شود که این افراد هرگز نتوانند از این چرخه بیرون بیایند. چرخه حلزونی مانند گردباد همه چیز را به نابودی می کشد و شانس خارج شدن از این چرخه بسیار کم خواهد بود. در اینجا نیز اگر یکی از طرفین کوتاه نیاد و اطلاعات درست را در اختیار دیگری نگذارد و اصل ماجرا را تعریف نکند، روابطشان رو به نابودی می رود.

تصاویر ذهنی مربوط به سوء تفاهم و شناخت

سوء تفاهم به دلیل نبودن اطلاعات لازم به وجود می آید. در زمانی که اطلاعات لازم و کافی را در اختیار داشته باشیم تصاویری که از آن موضوع در ذهن ما ساخته می شود کامل و شفاف خواهد بود. برعکس اگر اطلاعات لازم در اختیار نباشد تصاویر ذهنی آن نیز کدر و ناواضح خواهد بود.

اگر تصاویر ذهنی سوء تفاهم و شناخت را کنار هم قرار دهیم این دو تصویر با هم بسیار متفاوت خواهند بود. مثلا احتمال دارد که تصویر شناخت روشن و واضح و مانند فیلم باشد و تصویر سوء تفاهم مانند اسلاید و کدر و تاریک باشد.

شما هم می توانید به یک سوء تفاهم که قبلا داشتید فکر کنید. لحظه ای که به این سوء تفام فکر می کنید تصویر آن در صفحه خلاق ذهن شما ساخته می شود.

مشخصات این تصویر را یادداشت کنید. ببینید که این تصویر چگونه است؟ آیا این تصویر ساکن است یا متحرک؟ رنگی است یا سیاه و سفید؟ روشن است یا تیره؟ فیلم است یا به صورت عکس است؟ ثابت است یا لرزان؟ پشت زمینه آن چگونه است؟ روبروی دیدتان است یا کنار آن؟ کوچک است یا همه صفحه ذهنتان را در بر گرفته است؟ کاملا به مشخصات این تصویر دقت کنید.

حال به یک شناخت فکر کنید. زمانی که همه اطلاعات را در مورد موضوعی در اختیار داشتید و این اطلاعات به صورت درست سازماندهی شده بود، باید بگویم، شما در رابطه با آن موضوع شناخت کافی دارید. تصویر این شناخت در ذهن شما ساخته می شود. کاملا به تصویر شناخت توجه کنید.

ببینید که این تصویر را چگونه می بینید. آیا تصویر روشن است با تاریک؟ رنگی است یا سیاه و سفید؟ به صورت اسلاید است یا فیلم؟ واضح است یا تیره؟ ساکن است یا متحرک؟ ثابت است یا لرزان؟ سه بعدی است یا دو بعدی؟ کاملا به تصاویر ساخته شده در ذهنتان دقت کنید. مشخصات این دو تصویر را با هم مقایسه کنید.

تغییر کیفت های فرعی تصاویر ذهنی سوء تفاهم و شناخت

حال دوباره به شناخت و سوء تفاهم فکر کنید. وقتی که به هر دو فکر می کنید ببینید چه احساسی دارید؟ در زمانی که به سوءتفاهم فکر می کنید چه احساسی دارید و در زمانی که به شناخت فکر می کنید چه احساسی دارید؟

دقیقا احساسات خود را در نظر داشته باشید.

وقتی که به هر دو موضوع فکر می‌کنید و تصاویر آن ها را در ذهن خود می سازید احساس شما هم تغییر می کند. احساسی که سوء تفاهم می سازد و احساسی که شناخت می سازد کاملا با هم تفاوت دارند.

شما می توانید از سوء تفاهم به شناخت برسید. شما همه اطلاعات شناخت را در اختیار دارید و این اطلاعات درست سازماندهی شده اند و اطلاعات مربوط به سوء تفاهم را هم در اختیار دارید ولی این اطلاعات به صورت درست سازماندهی نشده اند و این درست سازماندهی نشدن باعث ایجاد تفاوت می شود.

وقتی که این اطلاعات درست سازماندهی نشوند تصویری هم که در ذهن ساخته می شود با تصویر شناخت متفاوت خواهد بود.

اکنون می توانید در تصویر ایجاد شده از سوء تفاهم تغییراتی را ایجاد کنید و آن را به شناخت تبدیل کنید.

اولین کاری که باید بکنید این است که مشخصات هر دو تصویر را در نظر داشته باشید. شما باید بتوانید کیفیت های  فرعی تصویر

سوء تفاهم را تغییر دهید و به کیفیت های فرعی تصویر شناخت تبدیل کنید. سعی کنید این تغییرات را طوری ایجاد کنید که از همه نظر به تصویر شناخت تبدیل شود. فقط محتوا را تغییر ندهید. اطلاعات همان اطلاعات باشد و فقط کیفیت های فرعی تصویر تغییر پیدا کند.

توجه کنید که اگر بتوانید این کار را درست انجام دهید احساس شما هم تغییر  پیدا می کند. سعی کنید این کار را با دقت بالا انجام دهید. شما در حال ایجاد تغییر در نحوه فکر کردنتان در رابطه با اطلاعات دریافتی هستید.

کاری که انجام دادید اجرای تکنیک رفع سوء تفاهم بود که می توانید از آن برای برطرف کردن سوء تفاهم ها استفاده کنید.

همانطور که در مقاله های قبلی هم گفتیم همه‌ی افکار ما تصاویری را در ذهن ما می سازند که این تصاویر کیفیت های فرعی مربوط به خود را دارند.

ما می توانیم با تغییر کیفیت های فرعی این تصاویر، افکار و احساساتمان را تغییر دهیم. ما موجوداتی هستیم که می توانیم به راحتی در خود تغییرات مثبتی ایجاد کنیم. کافی است بخواهیم و با کارکرد ذهن و مغزمان آشنا باشیم.

پیشنهاد شگفت انگیز

اگر تا به حال در دوره رایگان و غیرحضوری آموزش ان.ال.پی شرکت نکرده اید پیشنهاد می کنیم همین الآن در این دوره کاملا رایگان ثبت‌نام کنید.

120

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

3 نظرات
  1. یادگیری | irannlp

    […] بدی دارند. به این یادگیری ها بدفهمی گفته می شود که همان سوء تفاهم است که در زندگی های امروزی زیاد اتفاق می افتد. سوء […]

  2. حدیث می گوید

    سلام، آدینه به خیر
    من اسمم حدیث هست، خیلی علاقه دارم جامعه امون رو از به انحراف کشیده شدن در مورد مساعل جزئی و سطحی نجات بدم. اما نه با یک حرکت و رفتارهای خرابکارانه، خیر، بلکه با آگاهی بخشی، اما خیلی علاقه دارم در زمینه هایی که میبینم جامعه امون، افراد فرهیخته جامعه دچار زوال های بسیار عجیب در اثر همنشینی با بدترین اشخاص در فضاهای مجازی میشه، نجات بدم، تاحالا آنقدر مشتاق نبودم که مساعلی که در اون دچار جهل شدیم به سمت آگاه شدن ببرم، خیلی علاقه دارم جامعه ی ما عاری از تهمت ناروا به یکدیگر زدن بشه و بهم تهمت نزنیم، براثر سوتفاهم و برداشت های اشتباه دچار خطاهای بزرگ و غیر قابل جبران نشیم، حس می کنم حیف هست چه برای جامعه ما چه دیگر جوامع که دچار جهل های کودکانه بشیم که حتی صحبت کردن راجع بهش اتلاف وقت هست چه برسد هزینه های هنگف برای کلیپ سازی چه در فضای مجازی چه سیما، برای چیزی که یک برداشت کاملا اشتباه از سمت نیت افراد بی خبر و دلپاک که چنین شیوه ای ندارند باشه، حس میکنم جامعه ما دچار یک گمراهی عجیب و مردابی شده که در اثر اثره سو یکسری افراد در فضای اینستاگرام که قوانینی با این مضمون که هرچه را که دیدیم طبق خیال و تصور خود معنا کنیم، افراد رو دچار خسارات می کنند، و سبب میشند یک انسانی که هیچ نیت سویی نداره بدون پرسش از شخص بسیار عجولانه و غیر منطقی بسیار بسیار بسیار حساس گونه بسیار بسیار خطرناک برداشت های اشتباه کنیم برای جذابیت های پیج هامون برای اینکه مطلبی برای گفتن برای طی روزمون داشته باشیم و به این فکر نکنیم چقدر بدون تحقیق بدون پرسش بدون شنیدن صحبت های شخصی که بهش تهمت زدیم، یک طرفه به قاضی رفتیم، این مساعل در جامعه من رو دچار ترس های نه تنها هولناک بلکه دچار اغما میکنه و حس میکنم به اغما میرم از شدت برداشت های سطحی و دور از شان فرهیختگان جامعه ی خودم و دیگر جوامع میدونم که اینطور سرایت وار دچار جهل شدیم و بسیار این جهل برامون لذت بخش شده، اگر انسانهای امی دچار جهل بشند اصلا جای نگرانی نیست اما وقتی انسانهای فرهیخته یک جامعه دچار جهلی ک از جاهلان سرایت داده شده بشند انسان به عنوان عضوی از این اجتماع و جامعه احساس خطر می کنه، وقتی پای صحبت های یک انسان امی می نشینم و متوجه میشم شخص چقدرفاقد نیت عاری از تهمت هایی که بهش زده شده هست، بیشتر در بهت فرو میرم اما میگم به جای در بهت فرو رفتن که چرا بدون پرسش از شخص این همه هزینه های هنگف در سیما و فضاهای مجازی میشه و تهمت های شگرف زده میشه به انسان‌هایی که هیچ اونچه که اونها معرفی می کنند نیستند میگم به جای بهت بیایم و سطح آگاهی خودمون رو آنقدر بالا ببریم که شیطان ما رو بسمت گمراهی و ذهن هامون رو بسمت سوبرداشت و سوتفاهم نبره و شیطان سراغ انسانهای خوب میره و انقد ذهن اونا رو درگیر مساعل هجو و بیهوده و برداشت های خطای محض میکنه که خود شخص فرهیخته رو هرچقدر صحبت کنی شاید بسختی بشه نجاتش داد از جهل سرایت داده شده، چون به مرور زمان آموخته شده و نمیشه به این راحتی متوجهش کرد که به چه سمتی شخص رو سوق دادند، خیلی علاقه دارم یا بهتره بگم علاقه داشتم دانش یا سوادی مفید داشتم که توانایی نجات فرهیختگان جامعه ی خودم رو از منجلاب گمراهی و جهل سطحی نگرایانه که شاخ های مجازی به عبارت عامیانه سرایت دادند میشدم، و اگر این توفیق نصیب من میشد که روزی رو در زندگی خودم میدیدم که افراد سطح بالای جامعه ای که در اون زندگی می کنم یه دیگر جوامع ارزشی برای خودشون قاعل می‌شدند که گرفتار هجویات، سوءتفاهمات، برداشت های اشتباه محض مغایر با نیت افرادی که بهشون تهمت زده شده، میشدم شاید اون روز رو جشن پویایی اندیشه خالی از هیجانات کاذب، برداشت های خطا، برای دل خودم میگرفتم که آفرین بر من که توانستم افرادی را از فرهیختگان جامعه خودم با زور شده از منجلاب چسبناک اندیشه های خطا، اندیشه های کودکانه جاهلانه نجات بدهم چرا که آنها بزرگترها و الگوهای این جامعه هستند و این خطر بسیار بزرگی هستند که کسانی با عنوان شاخ مجازی توانایی اثراتی به این شدت نامطلوب بر اندیشه های روشن، بر ضمیر های آگاه داشته باشند و اون ها رو بسمت ورطه گمراهی محض، شی پرستی که از مصادیق شرک هست ببرم، شاید هرگز چنین روزی را نبینم چون شدت گسترش جهل توسط شاخ های مجازی که تمام زندگی شان تعریف شده در هجویات و سطحی نگری است شدت یافته که با هزاران نوشتار، هزاران دعا و توسل نمی‌توان خود و جامعه خود و بزرگتر های جامعه خود را ازچنین ورطه ی تاریکی نجات داد مگر اینکه خود اشخاص بخواهند، اگر خود اشخاص فرهیخته خودشان برای لحظه ای به خودشان نهیب بزنند که به چه سمتی می‌روند چه کسانی با چه اهدافی بر آنها تاثیر گذاری دارند، بدون شک و یقینا نجات پیدا خواهند کرد و دیگران نیز مصون خواهند شد و ایمنی خواهند یافت ازین جهل گسترش یافته ی بی دانش از سمت چندشاخ مجازی القا شده، که چه دلهای روشن ضمیری را در منجلاب گمراهی به دنبال خود کشانده اند، که انسان وقتی پای حرف یک انسان امی که درگیر این مساعل نشده می‌نشیند صرفا در این زمینه می‌بیند چقدر ضمیرش نجات یافته از این سطحی نگری است و چقدر به او تهمت ناروا زده شده است و چقدر ساده انگارانه برای دل خودش چند تصویر گرفته و چها که معنا نشده، و این زنگ خطری است برای جامعه ما که فکر کنیم که چرا دچار این سطحی نگری شدیم، از کی و از چه زمانی و به پیروی از چه اکیپ و گروهی، آن موقع ما از گمراهی نجات پیدا خواهیم کرد، از تهمت ناروا به یکدیگر زدن نجات پیدا خواهیم کرد و بدون ایجاد تغییر با عنوان های سیاسی که در جامعه لحاظ می‌شود و هر دیدگاه و نگرش و اندیشه ای را به سرعت به یک دیدگاه سیاسی نسبت می‌دهند جامعه از جهل نجات پیدا خواهد کرد بدون تغییرات سیستمی که تهمتش را می‌زنند، بحث بحث آگاهی است بحث اندیشه و شناخت و فهم است که ما دنبال رو چه کسانی با چه نیاتی شده ایم، چقدر در طول روز به یکدیگر تهمت ناروا میزنیم، چقدر ویدئو کلیپ خطا در سیما می‌سازیم بر اساس برداشت اشتباه و سطحی گرایانه و مملو از تهمت بر اساس برداشت شخصی بدون پرسش، چقدر هزینه ساخت کلیپ های متعدد می کنیم در فضای مجازی و بخاطر یک برداشت اشتباه و خطا و زود به هنگام چه کوه ها از کاه می‌سازیم و چه جهت گیری های عجیب و غریب به مساعل بیهوده ای نباید وقتمان را بگذاریم می‌دهیم، این ها جای فکر کردن دارد که ما وقتمان را صحبت‌های مفصلمان را با چه جهت گیری ای بدون پرسش و آگاه شدن از نیت اشخاص قرار می‌دهیم که صد و هشتاد درجه با نیت فردی که به او تهمت زده ایم در ذهنمان تفاوت دارد. با آرزوی روزی که اصرار بر اصرار نورزیم که حتما چیزی که احساس می کنیم برداشت صحیحی است، شاید درست نباشد و به خطا می‌رویم به گمراهی می رویم به تهمت زدن می‌رویم، که در ذهن طرف مقابل حتی نیست و شیطان ناخواسته مارا به سمت گمراهی می برد و خودمان نمی‌فهمیم و روزی به خودمان می آییم و می‌بینیم که ای وای خدا را از یاد برده ایم و اشیا پرست شده ایم و خودپرست شده ایم و اندیشه ی خودرا پرست شده ایم و حس می کنیم حتما چیزی که ما برداشت کرده ایم وحی منزل هست بدون اینکه پرسشی کنیم از طرف مقابل و چه نگران کننده که ازین برداشت های اشتباه بی پرسش از شخص، کاری هم انجام دهیم، آن روز به حال خودمان باید گریه کنیم خدای نکرده که چگونه تا این حد دچار شده ایم دچار سطحی نگری که اصلا زیبا نیست! زیبا نیست انسانی که خدا به او عقل داده اندیشه داده تفکر داده اینقدر خودش را اسیر مساعلی کند که به خیال خودش اینطور است ک آنگونه است که او می اندیشد اما اینگونه نیست، شاید کلیت مطلب درست باشد اما در جزئیات در برداشت های شخصی دچار قضاوت عجولانه، دچار سوتفاهم، دچار تهمت شده باشد، خدا به حال همه ما آدم ها رحم کند و آرزو می کنم برگردیم! برگردیم به روزهایی که سطحی نگر نبودیم و خیلی گذشته ی دوری نیست و ربطی به سیاست ندارد همین ۵سال سابق حتی، سطحی نگر نبودیم.

    1. ابوالفضل قراخانلو می گوید

      سلام دوست عزیز. مرسی از اینکه نظرتون را برامون نوشتید. ما همگی تلاش می کنیم با تغییر خودمون دنیا را جایی بهتر برای زندگی کنیم و سپس با کمک همدیگه دنیامون را بهتر بسازیم و قدم برداریم برای کمک به دیگران تا آنها هم بتونن زندگیشون رو بهتر کنن. موفق باشید

دوره کاملاً رایگان و کاربردی آموزش NLP
3 ساعت فیلم آموزشی رایگان به همراه فایل صوتی آن ها
با استفاده از قدرت ذهنتان زندگی خود را آنطور که دوست دارید بسازید.
کمتر از 5 ثانیه تا دانلود فاصله دارید!
شرکت در دوره کاملاً رایگان و کاربردی آموزش NLP